السيد الطباطبائي

327

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

بنابراين ، امروز از بديهيات است كه در اين حديث نيز مراد از نور همان است كه صدوق در هزار سال پيش گفته است : نور يعنى « منير و هادى » . و علوم روز به ويژه فيزيك روز ، به اين سخن صدوق افتخار مىكند . « لَيْسَ فِيهِ ظُلْمَة » : يعنى خداوند به گمراهى دعوت نمى كند . فقر دوم : « صِدْقٌ لَيْسَ فِيهِ كَذِب » : يعنى خداوند صادق است و ( نعوذ بالله ) كاذب نيست ، كذب در برنامه خداوند راه ندارد . و همچنين است دو فقر بعدى . موضوع دوم مورد اختلاف ، جمل « كُونَا ظِلَّيْن » است كه مرحوم صدوق مطابق احاديث « 1 » ، مراد از دو سايه را روح القدس و روح الامين ، مىداند كه پيش از هم مخلوقات آفريده شده اند . و مرحوم مجلسى سه احتمال داده : يك : مراد ارواح ثقلين باشد . - گروهى از حديث ها را نيز مويّد اين احتمال دانسته است . دو : ملائكه و ارواح انسان ها . سه : نور محمد ( ص ) و ائمّه ( ع ) . گروهى از حديث ها را نيز مؤيد اين احتمال ، دانسته است . و شگفت اين كه در ادامه ، حديثى از امام باقر ( ع ) آورده كه « كَانَ اللَّهُ وَ لَا شَيْءَ غَيْرُهُ فَأَوَّلُ مَا ابْتَدَأَ مِنْ خَلْق . . . » باز توجه نفرموده است كه جمل « وَ لَيْسَ شَيْءٌ غَيْرَه » نيز همين معنى را دارد . و علامه طباطبائى دربار « ظِلَّيْن » ، مى فرمايد : مراد دو عالم است : عالم بالا و عالم پائين . يعنى هم كائنات سايه هستند كه پيام همان شعر صوفيان ، مىشود . و مى افزايد : اين معنى با جمله « لَيْسَ شَيْءٌ غَيْرَه » مناسب است .

--> ( 1 ) - همان .